پرده

پرده,آگاتاکریستی
  • نویسنده آگاتا کریستی
  • مترجم رویا سعیدی
  • تعداد صفحات 269
  • ناشر هرمس
  • سال انتشار 1379
  • پسورد www.iranpdf.com

توضیحاتی از کتاب

داستان پرده با نامه ” هرکول پوارو ” به ” آرتورهستینگز ” آغاز می شود. پوارو در عمارت استایلز اقامت گزیده ( کتاب ماجرای اسرار آمیز در استایلز، که اولین حضور پوارو در آثار کریستی نیز هست ، نیز در این مکان می گذرد ) و از دوست دیرینش نیز دعوت کرده که به سرعت به آنجا برود و هستینگز به آنجا می آید و محل را دگرگون شده می یابد . صاحب قبلی این ملک ” جان کاوندیش ” دوست قدیمی هستینگز بوده که این عمارت را به آقا و خانم ” لوترل ” فروخته است و آنها نیز آنجا را به هتلی ارزان قیمت تبدیل کرده اند . پوارو نسبت به سالهای قبل بسیار ضعیف و ناتوان شده و بر صندلی چرخدار می نشیند . ” دختر هستینگز ” جودیت ” نیز در این محل اقامت دارد و دستیار دکتر ” فرانکلین ” از مشتریان هتل است …

در این رمان بیش از هر اثر دیگری با مرگ مواجه هستیم و به همین دلیل پرده در آثار کریستی به یک استثنا تبدیل شده . فضای مرگ سرتاسر کتاب را در برگرفته است .همچنین کتاب حاوی پیام اخلاقی بزرگی است ، اینکه وسوسه های شیطانی و بدبینی های بیجا تا کجا می توانند پیش بروند … اینکه فردی بتواند با ایجاد جوی دروغین دیگران را آنقدر نسبت به هم بدبین کند تا آنها تصمیم به قتل یکدیگر بگیرند و او نیز با آنکه مقصر واقعی است تنها به تماشای نقشه های شیطانی اش بنشیند و هر بار نیز از دست قانون بگریزد ، اما پوارو که نمی تواند چنین موضوعی را تحمل کند این بار خود قانون می شود و بر سر مجرم واقعی فرود می آید و این آخرین پرونده هرکول پوارو است …
پوارو در عمارت استایلز به جهان ادبیات وارد شد و در همین عمارت و در گوشه ای دیگر از آن از دنیای ادبیات خداحافظی نمود .
پرده ، یک شاهکار است اما نه مانند دیگر شاهکارهای نویسنده اش به خاطر معماهای جنایی ، بلکه به خاطر نوع نگاه نویسنده اش به زندگی و مسایل پیرامون آن ، پرده یک شاهکار است زیرا کریستی در دوران اوج نویسندگی اش توانسته یک درام تمام عیار خلق کند و با لاخره پرده یک شاهکار است زیرا در سرتاسر آن عشق به پاکی و جاودانگی موج می زند .

نسخه PDF کتاب

حجم فایل : 2.7 Mb

دیدگاه های (۲)

نظرات کاربران



Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

  • pouya در ۲۱ بهمن ۱۳۹۲

    kheyli mamnon vase in ketab ghashang :X

  • Shabnam در ۱۹ مرداد ۱۳۹۴

    رمان جالبی بود.بسیار قشنگ.ممنونم ازتون

ورود، عضویت
» بازیابی رمز عبور
اشتراک خبرنامه
پربحث ترین ها

آخرین کتاب ها

[نمایش همه کتاب ها]

فروشگاه کسپرسکی